مقالات و تحلیل ها

ویروس کرونا و مسأله سلطه بشر

قاسم سرابی- دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی اقتصادی

این‌روزها
جهان در معرض حمله‌ی یک هیولا به نام ویروس کوید-۱۹ یا «کرونا» هستند. نام و نشان
این ویروس در اوایل سال ۲۰۲۰ میلادی، در رسانه‌ها گزارش شد. اولین‌بار این ویروس در شهر ووهان کشور چین
شناسایی شد و این شهر برای جلوگیری از شیوع بیش‌تر در ۲۳ جنوری در قرنطینه قرار
گرفت. اما ظاهرا قرنطینه خیلی برای جلوگیری از ویروس کرونا کارساز واقع نشد و این
ویروس با شکستن محدودیت‌ها،
خود را به سایر نقاط گسترش دادند. کرونا از همان آغاز با واگیری سرسام‌آور، قدرت خود را نسبت به اسلاف‌اش مثل ویروس‌های «سارس و مرس» به جهانیان نشان
دادند، تا جایی که در عرض یک ماه خود را به سایر نقاط جهان رسانید. قدرت واگیری
کرونا، سازمان بهداشت جهانی (WHO) را وحشت‌زده کرد و این سازمان با نگرانی تمام
در ۱۱ مارچ، از آن به‌عنوان «همه‌گیری جهانی» یاد کرد و نسبت به شیوع آن به تمام
کشورها هشدار داد. تا حالا، این ویروس بیش از ۱۶۰ هزار نفر را مبتلا و نزدیک به شش
هزار نفر را در سطح جهان به کام مرگ فرستاده است. این در حالی است که گسترش و
قربانی‌های
این هیولایی آدم‌خوار
در سطح جهان به‌‌صورت چشم‌گیری
در حال افزایش است.

امروزه، کرونا انسان‌ها
را با تمام امکانات و فناوری‌هایش در کنج خانه‌های‌شان ایزوله کرده و محیط پیرامون‌شان را به تعطیلی کشانده است. جهان متحیر
از آن است که در عصر خداگونگی انسان، شاهد درماندگی آن هستیم. این سناریو سوال‌های زیادی را در ذهن محققان و اندیشمندان
خلق کرده است؛ این‌که قدرت بشر بر طبیعت در چه جایگاهی است؟ آیا بشر بر طبیعت و محیط
وابسته به آن سلطه دارد یا نه احساس خداگونگی انسان ناشی از تکبر و غرور است؟ پاسخ
به این مسأله‌ها
از آن‌جا دشوار و پیچیده می‌شوند
که سرمنشأ این ویروس هنوز به‌صورت قطعی مشخص نشده است. برخی منشأ این ویروس را طبیعت
به واسطه حیوانات وحشی مثل خفاش‌ها
می‌داند و برخی
سخن از حمله بیولوژیکی کشورها علیه منافع همدیگر سخن گفته است که منشأ این ویروس
را بدکرداری انسان علیه انسان می‌داند.
هردو احتمال در رابطه به این ویروس وجود دارند.

اگر سرایت ویروس کرونا را از دامن طبیعت به انسان در نظر بگیریم و آن را یک آفت طبیعی علیه جان انسان تلقی کنیم، باید به احساس خداگونگی انسان شک کرد که در آن دچار خودخواهی شده است. برای روشن‌شدن مفهوم خداگونگی باید به نظریات تاریخ‌دان مشهور عصر حاضر، یووال نوح هراری مراجعه کنیم که در اثر معروفش «انسان خداگونه» حول مفهوم خداگونگی انسان سخن گفته است. شروع بحث هراری در این کتاب از این‌جاست که، زمانی قحطی، بیماری‌های واگیر و جنگ در صدر فهرست عوامل مرگ انسان‌ها بودند. اما این چند عامل مهم، امروز دیگر آن تأثیرگذاری گذشته خودها را ندارند. بنابراین مرگ و از بین‌رفتن انسان‌ها صورت دیگری به خود گرفته‌اند، یعنی مرگ در عصر حاضر قابل کنترل و پیش‌بینی شده است. به بیان هراری، دیگر آن زمان‌های خیلی دور که انسان‌ها برای برا رفع و دفع این عوامل به دربار خدایان یا خدایگان التماس می‌کردند، گذشته است. نزدیک به سه قرن می‌شود که اومانیسم ظهور کرده و انسان به‌جای خدا نشسته است. از ویژگی‌های عصر اومانیستی این است که دیگر نیازی برای التماس و استغاثه به درگاه هیچ قدیسی نیست تا از قحطی و بیماری نجات‌مان بدهد، بلکه انسان خود قدرتی خداگونه برای درمان و رویارویی با این عوامل را پیدا کرده است. خلاصه این‌که انسان امروزی مدعی است که در اوج سلطه بر طبیعت و عوامل ناشی از آن قرار دارد.

این‌روزها بشر با تمام قدرتش زمین‌گیر
شده است. ترس ناشی از مرگ و میر کرونا اندیشه‌ها
را دگرگون و لرزه بر اندام فقیر و غنی انداخته است، طوری که
انسان‌های خداگونه، خداباورتر از هر وقت دیگری به‌نظر می‌رسند.
شاید گفته‌ی فروید این روزها مصداق پیدا کند که می‌گفت: خداباوری در ذهن انسان ناشی
از ترس بلاهای طبیعی است. امروزها پایه‌های کاخ اومانیستی که انسان را بالاتر از
همه‌چیز می‌داند، متزلزل شده است. در شرق و غرب عالم کماکان دیده می‌شود
که انسان‌ها از رفع و دفع ویروس کرونا به طور بالفعل عاجز مانده و دست به در
گاه‌های قدیس خویش بلند کرده است. دونالد ترمپ، رییس‌جمهور امریکا، در پی شیوع
ویروس کرونا روز یک‌شنبه، ۲۵ ماه مارچ را روز ملی دعا اعلام کرد. وی در صفحه تویتر خود
نوشته است: «ما کشوری هستیم که در طول تاریخ‌مان،
در زمان‌هایی همچون این مورد، چشم به حمایت و قدرت خدا داشته‌ایم». قبل از این
رهبر مذهبی ایران آیت‌الله خامنه‌ای نیز مردم‌اش
را برای علاج این ویروس به خواندن دعای مخصوص راهنمایی کرده بود.
همچنان در هندوستان، هندوها که گاوها برای آن‌ها قداست دارند، برای درمان کرونا بیش
از دوصد نفر در یک گردهمایی ادرار گاو نوشیدند. این موارد نشان دهنده‌ای آن است که هنوز انسان‌ها از دربار خدایان و خدایگان‌شان قطع
امید نکرده است. این ادعای که دیگر انسان‌ها نیازی به استغاثه و نیایش به دربار
قدیسی ندارد، به‌نظر هنوز پیش از وقت است تا قطعی شود، چون در موارد غیرمنتظره مثل
شیوع کرونا، هنوز استغاثه‌های
انسان به گوش می‌رسد.

اگر احتمال دوم درست از آب درآید که شیوع ویروس کرونا را نتیجه‌ای تصمیمات خصمانه‌ی انسان علیه انسان دانسته و آن را یک
حمله بیولوژیکی توصیف کرده است، باز هم باید به قدرت و سلطه بشر نگرسته شود.
دانشمندان از دیر زمانی نسبت به رشد و قدرت‌یافتن سرسام‌آور تکنولوژی و فن‌آوری در عرصه زندگی
به انسان‌ها
هشدار داده بودند. دانشمندان اذعان دارند که تکنولوژی و فن‌آوری همان قدری که برای دست‌یابی بشر به رفاه و آسایش کارآمد
هستند، به همان میزان می‌تواند برای آینده‌ی بشر خطرآفرین نیز باشد. حمله بیولوژیکی
زمانی برای انسان‌ها
فراهم می‌آید
که انسان به توانایی تغییر ژن‌ها
رسیده باشد. اما گویا انسان این قدرت را هم پیدا کرده است که در ژن‌ها دست‌کاری کند. این احتمال، ناشی از
این حدس و گمان است که نهادی خواسته باشد با تغییر ژنتیک ویروس کرونا در پی نابودی نژادهای خاصی باشد.
پیشرفت تکنولوژی و فن‌آوری
که ناشی از قدرت علم بشری است، خدمات بسیاری برای انسان‌ها عرض کرده است، اما بدون شک پیشرفت
افسارگسیخته‌ی آن مایه نگرانی نیز شده است. اَریش بیک، جامعه‌شناس آلمانی، جامعه‌ی مدرن را «جامعه‌ی بیم‌زده» یاد کرده است. وی می‌گوید: در ایام اولیه‌ی صنعتی‌شدن، بیم‌ها و مخاطره‌ها در معرض درک حواس بودند، آن‌ها را می‌شد بویید، لمس کرد، چشید یا با چشم غیر
مسلح مشاهده کرد. در مقابل امروزه، بسیاری بسیاری از بیم‌ها مهم از درک و فهم ما می‌گریزند، زیرا در قلمرو فرمول‌های فیزیکی
و شیمیایی متمرکز شده‌اند،
مانند ترکیبات سمی در مواد غذایی یا تهدید هسته‌ای. برخی دانشمندان معتقدند که اگر
انسان‌ها
از سرعت پیشرفت تکنولوژی نکاهد، به‌زودی
افسار کنترل آن از دست بشر خارج خواهد شد و جهان‌زیست را بیش از هر عامل دیگر به‌سوی
نابودی خواهد کشانید.

در پایان باید این نکته را متذکر شد در مباحث ویروس کرونا که این
روزها دامن‌گیر
جوامع بشری شده است، دو عنصر ظاهرا نامرتبط اما در حقیقت وابسته به هم حضور دارند:
بلایای طبیعی و ناخواسته و خطرات شخصی و سازمان‌دهی‌شده. وضعیت اپیدمی کرونایی، چه
منشأ طبیعی داشته باشد و چه منشا انسانی، در هرصورت‌اش هشداری است برای وضع موجود نهادهای
بشری که باید برای امن‌سازی
و فردای بهتر، جهان‌بینی
و سیاست‌ورزی‌های خود را بازنگری کنند و از خودخواهی‌های تباه‌کننده بپرهیزند. هیولای
کرونا دشمن جان بشریت است و هیچ حد و مرزی را نمی‌شناسد، لذا برای شکست این دشمن مشترک
که بر زندگی انسان‌ها
سایه‌ی
شوم انداخته است، همکاری مشترک جهانیان لازم است.

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن