رویدادهای داخلی

آیا طالبان به کاهش خشونت و آتش‌بس تن می‌دهند؟

قرار است در روزهای آینده سفیر خلیل‌زاد به قطر سفر کند و نماینده‌گان طالبان به او تصمیم شورای کویته را در مورد کاهش خشونت‌ها ابلاغ کنند. ایالات متحده از طالبان می‌خواهد که خشونت را کاهش دهند. در مورد تعریف کاهش خشونت چیز روشنی گفته نشده است، ولی به نظر می‌رسد که هدف ایالات متحده این است که طالبان در شهرهای بزرگ‌، ‌شاهراه‌ها و برخی از مناطق مشخص از عملیات نظامی و راه‌اندازی حملات انتحاری و انفجاری خودداری کنند. به نظر می‌رسد که از دید امریکا، ‌کابل و جهت‌های دیگر، کاهش خشونت باید روندی باشد که قبل از آغاز مجدد گفت‌وگوهای رسمی امریکا و طالبان، آغاز شود و زمانی که گفت‌وگوهای میان‌افغانی شروع می‌شود، به آتش‌بس بدل شود. از دید کابل و امریکا طالبان باید در قدم اول به کاهش خشونت راضی شوند تا مذاکره‌ی امریکا با این گروه که در ماه سپتامبر متوقف شده بود، مجددا آغاز شود و پس از امضای توافق‌نامه‌ی طالبان و امریکا شورای کویته تضمین بدهد که به مجرد آغاز گفت‌وگوهای میان‌افغانی به آتش‌بس کامل تن می‌دهد.

دلیل تاکید امریکا به کاهش خشونت این است که واشنگتن و کابل در حال حاضر در مورد انسجام درون‌سازمانی طالبان تردید دارند. واشنگتن و کابل تصور می‌کنند که شاید انشعابی در صفوف و رهبری طالبان رخ داده باشد. یک عده حتا گمانه‌زنی می‌کنند که بین شاخه‌ی نظامی و دیپلماتیک گروه طالبان که در قطر مستقر است، اختلاف جدی بروز کرده است. توافق نماینده‌گان طالبان به کاهش خشونت، درستی و نادرستی گمانه‌ی انشعاب طالبان را ثابت خواهد کرد. اگر طالبان به کاهش خشونت موافقت کنند و همه‌ی شاخه‌ها و دسته‌های نظامی این گروه آن را بپذیرند به اثبات می‌رسد که طالبان انشعاب نکرده‌اند. ولی اگر شورای کویته به کاهش خشونت‌ها توافق کند ولی در عمل دیده شود که این امر رعایت نشده است، انشعاب طالبان یقینی می‌شود. طالبان تاکید می‌کنند که این گروه انشعاب نکرده است. به همین دلیل است که شورای کویته حاضر شد با مذاکره‌کننده‌گانش مشورت کند تا حداقل روی کاهش خشونت با جانب امریکا به توافق برسند.

پس از حمله‌ی گروه طالبان به میدان طیاره‌ی بگرام و یکی دو حمله‌ی انتحاری قبل از آن، این گمانه شکل گرفت که در شورای کویته و جبهه‌های طالب‌ها در داخل کشور انشعاب رخ داده است. چنین می‌نماید که نماینده‌گان طالبان در قطر به خلیل‌زاد وعده کرده بودند که خشونت‌ها را کاهش می‌دهند، ولی حمله به بگرام گمانه‌ی انشعاب را در صفوف طالبان تقویت کرد. اگر طالبان روی کاهش خشونت‌ها توافق کنند دوباره همه به این نتیجه می‌رسند که رهبری و صفوف طالبان منسجم است و مذاکره‌کننده‌گان آنان قطر از مجموع رهبری و دسته‌های نظامی طالب‌ها نماینده‌گی می‌کنند. امریکا، ‌حکومت افغانستان و جهت‌های دیگر دخیل در مذاکره با طالبان می‌خواهند شورای کویته پس از اعلام رضایت به کاهش خشونت‌ها آهسته‌آهسته به سمت موافقت به یک آتش‌بس جامع حرکت کند و پس از امضای موافقت‌نامه‌ی پایان جنگ بین امریکا و طالبان‌، آتش‌بس جامع برقرار شود. تلاش بر این است که آتش‌بس جامع در روز اول شروع مذاکره‌ی میان‌افغانی یا چند روز قبل از آن برقرار شود. ایالات متحده از ارتش پاکستان انتظار دارد که گروه طالبان را به قبول کاهش خشونت و پذیرش آتش‌بس وادار سازد. برخی از کشورهای عرب حاشیه‌ی خلیج فارس هم حتماً به واشنگتن وعده داده‌اند که در این راستا تلاش می‌کنند. عده‌ای گمانه‌زنی می‌کنند که هم‌سویی بیش‌تر حکومت ترمپ با عربستان به قیمت کمک امیرنشین‌های حوزه‌ی خلیج فارس به حل سیاسی جنگ افغانستان صورت گرفته است. ولی روشن نیست که در این وسط رقابت‌های قطر و عربستان چگونه مدیریت خواهد شد. روشن است که عربستان نمی‌خواهد قطر همه‌کاره‌ی حل سیاسی جنگ افغانستان باشد.

پادشاهی عربستان بازی‌گر مهم است. این پادشاهی پس از سقوط خلافت عثمانی نقش مذهبی ویژه برای خودش قایل است و عنوان خادم اماکن مقدس مسلمانان را یدک می‌کشد. عربستان انتظار دارد که همه‌ی کشورهای مسلمان‌نشین به این پادشاهی همان طوری رفتار کنند که کاتولیک‌ها با پاپ می‌کنند. عربستان دعوادار رهبری مذهبی دنیای اهل سنت است. در دوران حکومت شاهی، ‌کابل همین نقش را برای عربستان پذیرفته بود. تا حال دولت افغانستان مسایل مذهبی مرتبط به روزه، رمضان و عید رمضان را به اساس فتوای عربستان تنظیم می‌کند. در دهه‌ی هشتاد هم عربستان تمویل‌کننده‌ی گروه‌های ضد شوروی بود و در حکومت طالبان هم به این گروه کمک مالی می‌کرد. هرچند میزبانی طالبان از القاعده و بن‌لادن، ‌روابط پادشاهی عربستان و طالبان را صدمه زد، اما شیخ‌های متموّل عربستان هیچ گاهی از حمایت مالی طالبان دست نکشیدند. ریچارد هالبروک دیپلمات فقید امریکایی در سال ۲۰۱۰ به کرزی گفته بود که سالانه صدها میلیون دالر از امیرنشین‌های خلیج فارس به طالبان کمک می‌شود. پس از سال ۲۰۱۵ روابط کابل با عربستان بهبود یافت. عربستان پس از آن سال با بسیاری از چهره‌های سیاسی افغانستان تماس گرفت و حمایت آنان را جلب کرد. حامد کرزی هم در سال‌های آخر حکومتش تلاش داشت که دفتر طالبان را از قطر به عربستان انتقال دهد. ریاض نمی‌خواهد که این نقش را به قطر واگذار کند. تا هنوز روشن نیست که ایالات متحده و دیگر بازی‌گران چطوری این موضوع را حل می‌کنند؟

مانع دیگر فراراه مذاکره برای حل سیاسی جنگ موضع طالبان است. طالبان می‌گویند حاضر به مذاکره با دولت افغانستان نیستند. آنان می‌گویند که نماینده‌گان حکومت افغانستان هم در مذاکراتی برای تعیین آینده‌ی سیاسی افغانستان صورت می‌گیرد، باید به عنوان نماینده‌ی گروه‌ها و به صورت شخصی شرکت کنند نه به عنوان نماینده‌ی دولت. طالبان وجود یک حکومت در جغرافیای افغانستان را قبول ندارند. از نظر آنان باید گروه‌ها روی میز مذاکره بنشینند و هیچ گروهی باید حکومت نباشد. شاید به همین دلیل است که نام این نوع مذاکره را گفت‌وگوهای بین‌الافغانی گذاشته اند. طالبان می‌خواهند که حکومت در مذاکراتی که برای آینده‌ی سیاسی کشور برگزار می‌شود، ‌در حد یک گروه یا شخص تقلیل یابد. اما ارگ در برابر این خواسته مقاومت کرده است. امرالله صالح معاون اول دسته‌ی انتخاباتی محمداشرف غنی گفت که گفت‌وگوهای بین‌الافغانی یک اصطلاح استعماری است. او در آخرین اظهار نظرش گفت که مذاکره برای آنان زمانی معنادار است که یک طرف میز طالبان باشند و یک طرف میز حکومت افغانستان. این چیزی است که مورد قبول طالبان نیست. اگر طالبان به کاهش خشونت موافقت کنند و گفت‌وگوهای این گروه با امریکا پیش‌رفت داشته باشد، ‌روشن نیست که بازی‌گران بین‌المللی بن‌بست مذاکره با حکومت و رقابت عربستان و قطر را چگونه حل می‌کنند.

برچسب ها

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن