مقالات و تحلیل ها

قطع طولانی‌مدت انترنت شرکت سلام در بامیان؛ بی‌مسئولیتی یا تجارت؟

حیدر پناهی

نزدیک به یک ماه است که خدمات انترنتی سلام در ولایت بامیان
تعطیل است. علت آن برای مشتریان این شرکت در بامیان، معلوم نیست. اختلال خدمات
انترنتی و حتا خدمات تماس این شبکه در بامیان، بی‌پیشینه نیست؛ قطع خدمات شرکت
سلام از یک تا چند روز در این ولایت همیشه پیش می‌آید و همواره از این طریق ارتباطات
مردم با مشکل مواجه می‌شود. بی‌نظمی و نارسایی خدمات این شبکه هم برای مردم عادی و
معمولی می‌نماید و هم ظاهرا دیگر برای مسئولان این شرکت نیز اصلا کمی و کوتاهی‌ای
محسوب نمی‌شود!

این‌ بار اما، نزدیک به یک ماه است که خدمات انترنتی این
شرکت، در بامیان مطلق تعطیل شده و انگار هنوز هم اتفاق مهمی نیفتاده است! همان‌طوری‌که
به‌ساد‌گی و خوش‌رویی از همدیگر می‌پرسیم که «حالت چطور است؟»، به همان شکل ما
مردم بامیان نیز گاهی از یکدیگر می‌پرسیم که «راستی انترنت سلام جور نشده؟». طرف
مقابل هم می‌گوید «نه!». به خدمات مشتریان این شرکت هم که تماس می‌گیریم و می‌پرسیم
که چرا انترنت سلام در این‌جا از کار افتاده است، آن‌ها نیز با کمال راحتی و بدون
اندک حس تقصیر و کوتاهی‌ای، پاسخ می‌دهد که «برادر محترم آن مشکل تخنیکی پیدا
کرده، خدمت دیگری نیست؟!»

از برخورد مردمی که مشتریان و اکنون متضررینِ چند میلیونی
این شرکت‌اند گرفته تا مسئولان این شرکت، تا حالا با این پیشامد به‌گونه‌ای مواجهه
و برخورد کرده که انگار هیچ چیز مهمی پیش نیامده است!

اکنون آنچه که واضح است، این‌ است که در بامیان مطمئنا ده‌ها
هزار نفر سیم‌کارت این شرکت را خریده و از خدمات انترنتی آن استفاده می‌کنند. بسته‌های
انترنتی سلام، نسبت به همه‌ی شرکت‌های مخابراتی دیگر نرخ ارزان‌تری دارد و روی
همین حساب، بیش‌تر مردم از انترنت این شرکت استفاده می‌کنند. وابستگی امروز مردم
به انترنت، بر کسی پوشیده نیست و ضرورت آن را همه‌ی ما به خوبی درک می‌کنیم. امروز
اگر تجارت است، روابط اجتماعی است، روابط سیاسی است، درس و تحصیل است، کسب‌وکار
است، همه‌ی این‌ها به میزان زیادی به انترنت وابسته شده است. طوری که اگر این
وسیله از مردم گرفته شود، از تجارت و کسب‌وکار گرفته تا روابط اجتماعی-سیاسی،
روابط دوستی و کاروبار و درس و تحصیل‌شان همه با مشکل مواجه می‌شود. با مواجه‌شدن
مردم با این مشکلات، واضح است که برای آن‌ها خسارات هنگفتی مادی و معنوی‌ وارد می‌شود.

حالا که در طی این مدت خدمات انترنتی سلام در بامیان تعطیل است،
از خسارات غیرمستقیمی این پیشامد -که هنوز محاسبه‌ی آن را یاد نگرفته‌ایم- بگذریم،
آنچه که مسلم عینی و برای انسان افغانستانی قابل درک و فهم است این است که تا حالا
بر اثر این تعطیلی، مشتریانی که بسته‌های انترنتی‌شان را با پرداخت پول فعال کرده
بود، اکنون بدون اندک استفاده‌ای، تاریخ اعتبارش انقضا شد و آن بسته‌های انترنتی و
در واقع مبالغ پول نقدی که برای آن پرداخت شده بود، دود شد و به هوا رفت! اگر از خسارات
غیرمستقیم قطع انترنت شبکه سلام که به ارتباطات کاری و تجارتی و سیاسی-اجتماعی
مشتریان وارد شده و پول نقد که برای خرید سیم‌کارت شبکه‌های دیگر مصرف شده بگذریم،
صرف هزینه‌ای که برای انترنت سلام پرداخت شده بود و حالا بی‌هیچ استفاده‌ای از از
دست رفت، دست‌کم به چند میلیون افغانی خواهد رسید.

اکنون با وجود این ‌همه خسارات، ظاهرا هیچ اتفاق بزرگی
نیفتاده است! علت عمده‌اش هم شاید این‌ست که «اتفاق‌سنج» ما هم مثل انترنت سلام و
حتا خیلی بدتر از آن خراب شده است! از مشتریان این شرکت گرفته تا مسئولان آن.

مشتریان همان‌طوری‌که گفته شد، با کمال خوش‌رویی و خون‌سردی
فقط گاهی از یکدیگر درست‌شدن و نشدن انترنت سلام را می‌پرسند، مسئولان هم آن
تعدادی که در خدمات مشتریانش کار می‌کند، بدون این‌که اندک احساس کوتاهی و تقصیر
کنند، می‌گویند مشکل تخنیکی پیدا کرده و بدون اندک مکثی از این می‌گذرد. مسئولان ارشدترشان
که اصلا به رخ‌شان نمی‌آورند و حرف‌شان را هم نمی‌زنند! انگار آب از آب تکان
نخورده است. در نهایت اگر هم یک زنده‌جانی پیدا شود که از آن‌ها نیز بپرسد، شاید
آن‌ها نیز مثل کارمندان خدماتی‌اش خواهند گفت که مشکل تخنیکی پیش‌آمده است. همین!

مشکل اساسی دیگری که در این دادوگرفت‌ها و پرسش‌وپاسخ‌ها با
آن مواجه‌ایم، چیزی بی‌مفهومی‌ است به‌نام «مشکل تخنیکی». ظاهرا درک و دریافتی که
از سوی بیش‌تر افراد جامعه‌ی ما از مشکل تخنیکی صورت می‌گیرد، دقیق نمی‌توان گفت
چه است؛ ولی هرچه هست، آن معنای واقعی مشکل تخنیکی نیست. این مشکل تخنیکی، انگار
بیش‌تر یک چیزی شبیه «تقدیر» و «مصلحت خداوند» درک و فهم می‌شود! برای این‌که وقتی
به کسی گفته می‌شود که مشکل تخنیکی پیش آمده، دیگر پرسش‌وپاسخ ختم می‌شود! می‌گوید
خُب، مشکل تخنیکی پیش‌آمده دیگر! مسئولان محترم هم به‌دلیل میزان بالای قناعت‌بخشی
این پاسخ، فروان از همین عبارت استفاده می‌‌کنند.

این عبارت نامأنوس و این مشکلی ناملموس،‌ تنها در مخابرات هم کاربرد ندارد؛ حتما متوجه شده‌اید که این عبارت، در این کشور چقدر کاربرد وسیعی پیدا کرده است. از نارسایی‌ها و طول و تأخیر در انتخابات و پروسه‌های سیاسی گرفته تا پرداخت معاش کارمندان و صادرات و واردات و پروژه‌های انکشافی و همه، با این عبارت توضیح و توجیه می‌شود. وقتی در کاری گویا مشکل تخنیکی پیش می‌آید، کسی نمی‌پرسد که خُب، مسبب این مشکل تخنیکی کیست؟ مسئول رسید‌گی به این مشکل تخنیکی کیست؟ مشکل تخنیکی رفع‌شدنی است بالاخره یانه! اصلا چرا باید مشکل تخنیکی رُخ بدهد؟ یا وقتی که در حیطه‌ی مسئولیت کسی مشکل تخنیکی پیش می‌آید، آن‌وقت مسئول آن کیست و چه کسی باید پاسخ بدهد؟ حالا که در شرکت سلام مشکل تخنیکی پیش آمده، آن وقت چرا منِ مشتری خسارت‌اش را پرداخت کنم؟ منِ مشتری با این شرکت قراردارد کرده‌ام که یک مبلغ مشخصی پول پرداخت می‌کنم و در عوض‌اش حجم مشخصی از انترنت استفاده ‌کنم! حالا که مشکل تخنیکی از جانب شرکت پیش می‌آید و آن‌وقت ما مشتری‌ها چرا میلیون‌ها خسارت پرداخت کنیم؟

علت نبود این پرسش‌ها هم همان درک و دریافت تقدیرگونه از
عبارت مشکل تخنیکی است. حالا از مسئولانِ بی‌مسئولیت که بگذریم، چرا مردم حرفی نمی‌زنند
و صدای‌شان را بلند نمی‌کنند؟ جانب مردم چرا این حساب و کتاب را نمی‌کنند؟ میلیون‌ها
پول متضرر شدیم، چرا باید برای ما مهم نباشد؟ چرا این «مشکل تخنیکی» برای ما قناعت‌بخش
باشد؟ این مشکل تخنیکی می‌تواند، بی‌مسئولیتی و بی‌پروایی مسئولان در برابر ما
باشد؛ می‌تواند یک معامله‌ی تجارتی با پول ما باشد‌! همه می‌دانیم که با تعطیلی
قریب یک‌ماهه‌ای انترنت سلام در بامیان، چند میلیون پول می‌تواند در حساب شرکت‌های
مخابراتی دیگری واریز شود! آن وقت از این تجارت چقدر سود می‌شود برد! می‌دانیم که مسئولان
شرکت مخابراتی سلام، مأموران «معاش‌بگیر» است و ممکن است نه پروای خسارت مردم را
داشته باشند و نه هم پروای خسارت شرکت مخابراتی سلام را. مسایلی به این مهمی، چرا
اصلا هم برای ما مهم نیست؟

بی‌تفاوتی در برابر این ‌همه نارسایی و کم‌کاری، و این ‌همه
تحمیل خسارت و ضرر، اوج خواب‌رفتگی، بی‌حسی و یخ‌زد‌گی مردمی که متضررین این
پیشامد است و اوج بی‌کفایتی و بی‌مسئولیتی مسئولان این شرکت را نشان می‌دهد. لازم
است تا مردم بامیان در برابر این شرکت رسما اقامه‌ی دعوا کرده و از آن خواهان
جبران خسارت‌شان شوند. در دادوگرفت و معاملات آدم‌ها باید حساب و کتاب وجود داشته
باشد. اگر این جغرافیا را همه به اتفاق هم جنگل حساب نکرده‌ایم، پس چرا اجازه
بدهیم که کسی یا کسانی آشکارا حق ما را قورت دهد و میلیون‌ها خسارت مالی بر ما
تحمیل کند؟

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن