رویدادهای داخلی

سفرنامه یک دیپلمات درس‌هایی از هالند برای افغانستان

همه‌ساله پانزده تن از دیپلمات‌های جوان کشور برای کسب آموزش‌های دیپلماتیک به انستیتوت «کلنگندل» کشور شاهی هالند، که یکی از بهترین و سرآمد‌ترین اتاق‌های فکر اروپا است و در شکل‌گیری پالیسی‌های اتحادیه اروپا نقش چشم‌گیری دارد، می‌روند. این بار توفیق آموختن در این نهاد پر‌‌بار رفیق من شد و با جمعی از همکاران راهی کشور گل‌ها شدم. باور دارم که سفر به گوشه و کنار جهان و لمس عینی پدیده‌ها بیش‌تر از هر تمرین دیگری افق دید انسان را باز و الگو‌های پیش‌رفت رادر دسترس وی قرار می‌دهد. بدون شک انسان‌ها جهان را از عینک‌های متفاوت و از زاویه‌های مختلف نگاه می‌کنند. کسانی‌که به قصد سیاحت و یا مهاجرت به هالند یا هر کشور اروپایی دیگر بروند، شاخص اصلی دیدگاه‌شان شاید زیبایی‌هایی این کشور و یا هم دست‌یابی به زنده‌گی بهتر باشد، اما من که از آدرس وزارت امور خارجه کشورم به قصد آموزش به این کشور رفته بودم، صرف نظر از زیبایی، شکوه و جلال ساختمان‌های کلاسیک و تاریخی آن کشور در مسیر راه تا اقامت‌گاه مدام به این می‌اندیشیدم که چه چیزی باعث شده است این کشور با وجود منابع معدنی کم و سرمایه‌های نه چندان زیاد طبیعی، چنین مترقی و مرفه باشد و کشور من علی‌رغم داشتن منابع معدنی قابل توجه، موقعیت مهم ژیوپولیتک و مهم‌تر از همه جمعیت جوان که بیش‌تر از هر سرمایه دیگری ارزشمند است، از کاروان پیش‌رفت جهان چنین عقب مانده است.

ارتباط با مراکز قدرت، ثروت و دانش جهان یکی از نیازمندی‌های اساسی افغانستان است. اگر به دانش که مهم‌ترین عنصر حیات‌بخش یک جامعه است بتوان دست یافت، بدون شک نیل به دو عنصر مهم دیگر دشوار نخواهد بود. اشتراک در برنامه‌های کوتاه‌مدت و دراز‌مدت تحصیلی فرصت خوبی‌ برای تغییر الگو‌ها و مدل‌های سنتی در جامعه است. از میتود درسی گرفته تا محتوای این برنامه آموزشی تجربه خوبی برای من و سایر دیپلمات‌های جوان وزارت امور خارجه بود. هم‌چنین استفاده بهینه از تجارب کشور هالند در مدیریت آب، مذاکره و اصول آن که برند این کشور در مجامع بین‌المللی است را بیش‌تر مفید یافتم. اگر تمام برنامه‌های آموزشی را سکویی برای انتقال الگو‌های موفقیت به کشور خود بدانیم و از آن خردمندانه استفاده کنیم، هر‌یک سهم حداقلی خود را در قبال پیش‌رفت افغانستان و تکاپوی آن به سمت روزگار متعالی به انجام رسانده‌ایم.

فردای آن روز زمانی که به سوی انستیتوت کلنگندل، که در یک پارک زیبا واقع شده است، پیاده راهی شدیم، در هوای سرد اما طبیعت زیبا و مرطوب با دوستانم از روز‌های درسی پیش ‌رو و انتقال تجارب به افغانستان قصه می‌کردیم. بعد از بیست دقیقه پیاده‌روی، به تعمیر زیبا و تاریخی کلنگندل که روزگار تلخ و شیرین، شادی و ناکامی و اینک پیش‌رفت هالند را شاهد بوده است، رسیدیم. کلنگندل چند قرن عمر داشت و پیر بود، اما انسان‌های داخل آن مدرن، جوان، دانا و به‌روز بودند، طوری که نیروی با‌دانش و خردمند سبب شده بود تا از این ساختمان چند‌قرنه بوی مدرنیته استشمام شود. در لابه‌لای صنوف درسی و خرد علمی استادان جوان چهار شاخص اصلی صداقت، وقت‌شناسی، شیفته‌گی و یادگیری و رک بودن که معرف هالندی‌ها است را یکی از کلید‌های کامیابی و پیش‌رفت این کشور دریافتم. مثال کوچکی از صداقت آن‌ها را برایم یکی از دوستان روایت کرد. این خانم که کودک سه‌ساله‌اش را به پرستاری سپرده بود تا او را بر ‌اساس قرارداد تا ساعت سه روز مواظبت کند، چون خانواده ساعت دو کودک را از این پرستار تسلیم می‌شدند، خانم پرستار مقدار پولی را که دولت بابت پرستاری کودک تا ساعت سه می‌پرداخت ـ پول یک ساعت اضافی را ـ با وجود آگاهی دولت به خزینه دولت واپس می‌گرداند. فقط صداقت به وطن می تواند یک شهروند را وا دارد تا چنین عملی را انجام دهد. از سوی دیگر حضور استادان در رأس ساعت معین در صنف، عطش آموزش و کار تا ساعت مرخصی جلوه‌گر عزم مردمان این سرزمین برای خدمت به وطن بود. برعکس بیش‌تر شرقی‌ها، اروپایی‌ها به ویژه هالندی‌ها مردمانی رک بودند. هرچند براساس نزاکت و آداب فرهنگی مردمان شرق‌زمین رک و راست بودن خیلی مطبوع نیست، اما باورمندم که در بسا مواقع به جای آفرینش امید‌های دست‌نیافتنی و سراب‌گونه، بهتر است انسان‌ها را به آن‌چه واقعیت است عادت داد. در جریان سفر این چهار ویژه‌گی را بیش‌تر از هر چیز دیگری عامل پیش‌رفت و تمدن این کشور یافتم.

ارتباط با مراکز قدرت، ثروت و دانش جهان یکی از نیازمندی‌های اساسی افغانستان است. اگر به دانش که مهم‌ترین عنصر حیات‌بخش یک جامعه است بتوان دست یافت، بدون شک نیل به دو عنصر مهم دیگر دشوار نخواهد بود. اشتراک در برنامه‌های کوتاه‌مدت و دراز‌مدت تحصیلی فرصت خوبی‌ برای تغییر الگو‌ها و مدل‌های سنتی در جامعه است. از میتود درسی گرفته تا محتوای این برنامه آموزشی تجربه خوبی برای من و سایر دیپلمات‌های جوان وزارت امور خارجه بود. هم‌چنین استفاده بهینه از تجارب کشور هالند در مدیریت آب، مذاکره و اصول آن که برند این کشور در مجامع بین‌المللی است را بیش‌تر مفید یافتم. اگر تمام برنامه‌های آموزشی را سکویی برای انتقال الگو‌های موفقیت به کشور خود بدانیم و از آن خردمندانه استفاده کنیم، هر ‌یک سهم حداقلی خود را در قبال پیش‌رفت افغانستان و تکاپوی آن به سمت روزگار متعالی به انجام رسانده‌ایم.

برچسب ها

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن