رویدادهای داخلی

رفتار و انتخابات

مریم سما، عضو مجلس نماینده‌گان

رقابت انتخاباتی تنها تعیین‌کننده برای جلب یا دفع افرادی است که هنوز در پی آن هستند که قدرت را از دیگر راه‌ها به ‌دست آورند، آن‌ هم در کشوری که پایه‌های دموکراسی در میان اجتماع تثبیت نشده و برخی از پدیده‌ها در آن نوظهور هستند.

مشارکت در این روند، رای ‌دادن یا عدم آن، تقلب و… مشخصه‌هایی هستند که رفتار انتخاباتی در جامعه‌ی ما را روشن و تبیین می‌کنند.

هرچند هنوز هم صاحب‌نظران این عرصه اعتقاد دارند که به طور کامل و دقیق نمی‌توان مبنای بروز رفتارهای مختلف در زمان انتخابات را توضیح داد، برخی از عرصه‌ها مانند جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و روان‌شناسی جمعی، تحقیقات مفصلی در این زمینه انجام داده‌اند.

رفتار در انتخابات به عواملی هم‌چون فرهنگ سیاسی، طبقه‌ی اجتماعی، پایگاه اجتماعی-اقتصادی و تعلق مذهبی بسته‌گی دارد.

مدل جامعه‌شناختی

آن‌چه که می‌تواند افراد را تشویق به مشارکت در انتخابات کند تا به فرد منتخب خویش رای بدهند، شرایط اجتماع، محیط، اقتصاد و فرهنگ افراد رای‌دهنده است؛ زیرا میان شرایط اجتماعی افراد و گرایش سیاسی آن‌ها رابطه‌ی مستقیم وجود دارد.

مطالعه‌ی هم‌بسته‌گی موجود بین ویژه‌گی‌های اقتصادی و اجتماعی از یک ‌سو و رفتار رای‌دهنده‌گان از سوی دیگر به این نتیجه منجر خواهد شد که چگونه‌گی رای‌ دادن مردم به میزان قابل توجهی حاصل جامعه‌پذیری سیاسی است.

جامعه‌پذیری سیاسی فرایند پیوسته‌‌ای برای یادگیری است. به موجب آن افراد ضمن آشنا شدن با نظم سیاسی از راه کسب اطلاعات و تجربه، از وظایف، حقوق و نقش خویش در اجتماع آگاه خواهند شد و ارزش‌ها، نهادها، اعتقادات و آداب و رسوم از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد. به این ترتیب و به نقل از پل لازارسفلد از دانشگاه کلمبیا، فرد از نظر سیاسی آن‌گونه می‌اندیشد که از نظر اجتماعی در آن به‌ سر می‌برد و عوامل اجتماعی تعیین‌کننده‌ی گرایش‌های سیاسی افراد هستند.

فرهنگ اجتماعی غالب در این نظر نقش ویژه‌‌ای داشته و میل به خدمت و کار برای اهداف عمومی و احساس وظیفه که از هنجارهای اجتماعی هستند، از فرهنگ نشأت گرفته است.

مدل اقتصاد سیاسی

رفتار انتخاباتی در دیدگاه اقتصاد سیاسی مبتنی بر الگوهای عقلانی رفتاری و عمل انتخاب سیاسی، هم‌چنین تابع آزادی اراده و اختیار انسان است.

در این الگو که از سوی آنتونی داونز در کتاب نظریه‌‌ای در باب دموکراسی مطرح شد، گزینش‌های سیاسی به انتخاب‌های اقتصادی تشبیه می‌شود.

افراد در بازار، کالاها را به لحاظ قیمت و کیفیت مقایسه می‌کنند و کالایی را خواهند خرید که از نظر اقتصادی به صرفه باشد. آن‌ها در بازار سیاست نیز به همین شیوه عمل کرده و رای خود را به افراد یا احزابی خواهند داد که بهتر به درخواست آنان پاسخ می‌گوید.

از این رو به طور غالب رای‌دهنده‌گان به طرح‌ها، عقاید و برنامه‌های نامزد توجه داشته و چیزی را انتخاب خواهند کرد که بیش‌ترین نفع را داشته باشد؛ یعنی رفتار انتخاباتی، با محاسبه‌ی عقلانی سود و زیان صورت می‌گیرد و رای‌دهنده، در صورت احساس زیان در انتخاب، معامله‌ی سیاسی خود را فسخ خواهد کرد.

انتخابات در نظام‌های دموکراتیک  به  ایفای  سه  نقش  اساسی  می‌پردازد:  ابتدا  نقش  انتخابات  در  سطح  ملی  تعیین حکومت‌گران است. دوم، تعیین عمومی سیاست کلی کشور و گرایش‌های اساسی است. سرانجام سوم، اعطای مشروعیت به قدرت‌های عمومی یعنی  حکومت  یا  سلب  آن است.

در افغانستان اما علاوه بر موضوعات یاد شده، باید تحقیق مفصلی در زمینه‌ی رفتار انتخاباتی شهروندان صورت بگیرد، زیرا در این کشور با پدیده‌ی دیگری روبه‌رو هستیم که می‌تواند متغیری قدرت‌مند در تعیین ساختار، هدف و انتخاب داشته باشد. عدم ثبات در انتخاب، موضوعی است که تا آخرین لحظه و ریختن رای به صندوق وجود داشته و می‌تواند در آخرین ثانیه، عمل‌کرد فرد را کاملاً دگرگون کند.

بر همین مبنا، نیاز به یک جمهوری داریم تا در آن، آگاهی و جامعه‌پذیری سیاسی، مبنای رفتار و مشارکت سیاسی شهروندان، برای فراتر رفتن، تضمین شود.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا