رویدادهای داخلی

اناتومی انتخابات و تقلب در افغانستان

با نهادینه شدن دموکراسی، رهبران سیاسی با برنامه‌های پیش‌رفت اقتصادی و اجتماعی به کارزار انتخابات داخل می‌شوند و رای‌دهنده‌گان نیز براساس وابسته‌گی‌های حزبی، ایدیولوژیک، قومی یا مذهبی نامزدان مورد علاقه خود را بر‌می‌گزینند. در ختم انتخابات حد اقل مردم عادی به حیث یک ملت در هم‌بسته‌گی با هم زنده‌گی را دوام می‌دهند.

در افغانستان هیچ یک از نامزدان انتخاباتی تا هنوز کدام برنامه مشخص برای پیش‌برد امور کشور بعد از انتخابات را پیش‌کش نکرده است. یک دلیل عدم موجودیت برنامه‌، عدم توانایی سیاسیون در رسیده‌گی به مشکلات روز‌افزون مملکت است. با وصف وعده‌های بسیار زیاد در انتخابات سال ۲۰۱۴، افغانستان در بخش‌های اقتصاد و امنیتی به عقب رفته که یک مثال مهم آن کم شدن عاید سرانه مردم افغانستان از ۶۲۹ دالر امریکایی در سال ۲۰۱۴ به ۵۴۳ دالر امریکایی در سال ۲۰۱۸ براساس ارقام صندوق بین‌المللی پول می‌باشد.

نبود برنامه و موجودیت جنگ و خشونت، رای‌دهنده‌گان افغان را وادار به انتخاب براساس معیارهای قومی و سمتی می‌کند. تحلیل ارقام انتخابات ۲۰۱۴ به‌طور واضح نشان می‌دهد که رای مردم افغانستان براساس معیارهای قومی، سمتی و حزبی تقسیم گردیده است. این ارقام هم‌چنان نشان می‌دهد که اشخاص پرنفوذ قومی و حزبی نقش مهمی در ولایات مشخص دارند.

تمام نامزدان انتخابات آینده ریاست جمهوری تشویش‌های جدی خویش را در مورد تقلب به‌طور مکرر شریک ساخته‌اند و یک تعداد از نامزدان اخطار داده‌اند که به مبارزه جدی مدنی در مقابل یک انتخابات پر از تقلب خواهند پرداخت. آیا برگزاری یک انتخابات شفاف در حالی که یک جنگ سراسری در کشور جریان دارد، امکان‌پذیر است؟ انتخابات چه اندازه قابل قبول خواهد بود؟ اگر یکی از دسته‌های پرنفوذ انتخاباتی نتیجه را قبول نکند، چه اتفاقی می‌افتد؟ 

یک تحلیل بسیار خلص از ارقام انتخابات سال ۲۰۱۴ نشان می‌دهد که دو نامزد پیش‌تاز داکتر عبدالله عبدالله و داکتر اشرف غنی دارای پشتی‌بانی وسیع در ولایات مختلف می‌باشند. در آخرین ارقامی که از انتخابات سال ۲۰۱۴ بعد از بررسی‌های جدی به نشر رسید، داکتر اشرف غنی با ۵۶ درصد رای برنده اعلام شد، اما سوال‌های مهم در مورد شفافیت انتخابات تا هنوز هم بدون جواب مانده است.

در این ارقام ولایات افغانستان به نحوی بین دو نامزد پیش‌تاز تقسیم شده که می‌توان آن را به دو دسته تقسیم نمود. دسته اول ولایاتی که پشتی‌بانی قاطع از یک نامزد می‌نمایند و ولایاتی که به تیم انتخاباتی از روی موجودیت شریکان انتخاباتی رای می‌دهند. ولایات دومی اهمیت موجودیت چهره‌های متنفذ، شناخته شده و قومی را در ترکیب یک تیم اتخاباتی نشان می‌دهد.

رییس جمهور غنی در سال ۲۰۱۴ توانست بیش‌ترین رای خویش را از ولایات جنوب‌شرقی، شرقی و جنوبی مانند خوست، پکتیکا، پکتیا، ننگرهار، کنر و قندهار به دست آورد. داکتر عبدالله توانست در ولایات هرات، بدخشان، پروان، پنجشیر، بغلان، غور و بلخ پیش‌تاز باشد. عبدالله هم‌چنان توانست با به‌ دست آوردن بیش از چهارصد هزار رأی در کابل، بخش بزرگ آرای پایتخت را به دست آورد. غنی هم‌چنان توانست در کابل در دور دوم رای بیش‌تر از رقیب خود بگیرد.

به دلیل حضور جنرال دوستم در کنار آقای غنی، تیم آن‌ها در ولایات فاریاب، جوزجان و سرپل نسبت به تیم عبدالله رای بیش‌تر به دست آورد و تیم عبدالله در ولایات دایکندی و بامیان به دلیل حضور محمد محقق در این تیم، نسبت به تیم رقیب رای بیش‌تر گرفت.

باید یادآور شد که هر دو نامزد در ولایتی که رقیب انتخاباتی‌شان سبقت داشت، رای زیادی بردند که در نتیجه نهایی رول عمده بازی نمود. از این ولایات می‌توان از سرپل، کندز و نیمروز برای داکتر عبدالله و فراه، تخار، سمنگان، غزنی، بغلان و بلخ برای اشرف غنی یاد‌آور شد. ولایات اخیرالذکر را هم‌چنان می‌توان به نام ولایات تقابل جدی انتخاباتی نیز یاد کرد. در این ولایات هردو نامزد چانس برد رای قابل ملاحظه دارند. لازم به یادآوری است که ائتلاف‌های انتخاباتی در این ولایات به‌طور جدی اثر‌گذار است.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا