دوشنبه‌ها در لوی‌سارنوالی: روایت یک اعتماد برای عدالت

تمام روزهای هفته در اداره‌ی لوی‌سارنوالی، شهروندان برای اجرای کار‌های‌شان مراجعه می‌کنند و اما روز‌های دوشنبه، متفاوت‌تر از سایر روزها در این اداره است. با روی‌کار آمدن آقای محمدفرید حمیدی به حیث لوی‌‌سارنوال، بیش از سه سال است که روزهای دوشنبه را برای دیدار رودررو با شهروندان برای شنیدن مشکلات و رسیده‌گی به آن‌ها؛ اختصاص داده است. این دیدار‌ها از نخستین‌ روزها تا اکنون هیچ‌گاهی ترک نشده است.

آقای حمیدی که پیش از این، تجربه‌ی کاری در مهم‌ترین نهاد‌ها برای تأمین و دست‌رسی مردم به عدالت را دارد، بودن در کنار مردم و اهمیت این دیدارها، شنیدن مشکلات مردم و تلاش برای تأمین حقوق و عدالت برای شهروندان را بیش از دیگران درک و آن را از اولویت‌های کاری‌اش دانسته است.

گذشت زمان ثابت ساخت که این نخستین ابتکار یک مقام عالی‌رتبه‌ی دولتی، به ویژه فرد عالی‌رتبه‌ای که می‌تواند عدالت را تأمین و مردم را به حقوق اساسی و اجتماعی‌شان بر‌ساند، چقدر رضایت مردم را در پی داشت و چهره‌ی جدیدی از رویه‌ی اداری و عدلی را در برابر مردم، به نمایش گذاشت.

پیش‌تر از این، سال‌ها اداره‌ی لوی‌سارنوالی به عنوان یک اداره‌ی غرق در فساد شناخته می‌شد و شهروندان برای رسیده‌گی به قضایای‌شان با ترس و دل‌هره به آن مراجعه می‌کردند و این اداره و مسوولانش در افکار عمومی کم‌تر از زندان و زندان‌بانان نبود. اکنون این باور‌ها جلوه‌ی دیگری یافته است و مردم با اطمینان و اعتماد مراجعه می‌کنند و می‌دانند که گوشی برای شنیدن درد‌ها و مشکلات و دست‌های قدرت‌مند قانون برای حمایت از آن‌ها در این نهاد وجود دارد.

تمام‭ ‬روزهای‭ ‬هفته‭ ‬در‭ ‬اداره‌ی‭ ‬لوی‌سارنوالی،‭ ‬شهروندان‭ ‬برای‭ ‬اجرای‭ ‬کار‌های‌شان‭ ‬مراجعه‭ ‬می‌کنند‭ ‬و‭ ‬اما‭ ‬روز‌های‭ ‬دوشنبه،‭ ‬متفاوت‌تر‭ ‬از‭ ‬سایر‭ ‬روزها‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬اداره‭ ‬است‭. ‬با‭ ‬روی‌کار‭ ‬آمدن‭ ‬آقای‭ ‬محمدفرید‭ ‬حمیدی‭ ‬به‭ ‬حیث‭ ‬لوی‌‌سارنوال،‭ ‬بیش‭ ‬از‭ ‬سه‭ ‬سال‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬روزهای‭ ‬دوشنبه‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬دیدار‭ ‬رودررو‭ ‬با‭ ‬شهروندان‭ ‬برای‭ ‬شنیدن‭ ‬مشکلات‭ ‬و‭ ‬رسیده‌گی‭ ‬به‭ ‬آن‌ها؛‭ ‬اختصاص‭ ‬داده‭ ‬است‭. ‬

من به عنوان یک شهروند مسوول و عضو کوچک خانواده‌ی سارنوالی، شاهد یک روز دوشنبه در لوی‌سارنوالی بودم. این را می‌نویسم تا در میان این همه روایت‌ها از کم‌کاری‌های اداره‌ها و مسوولان دولتی، کارکرد لوی‌سارنوالی الگویی باشد برای سایر اداره‌ها تا همه مسوولان و کارمندان دولتی، خودشان را موظف برای خدمت‌گزاری و تطبیق قانون بدانند، نه بادار و حاکم.

کار در روزهای دوشنبه در لوی‌سارنوالی برخلاف دیگر روز‌ها از ساعت شش صبح آغاز می‌شود. مردان و زنانی از گوشه‌گوشه‌ی افغانستان، از مرکز و ولایت‌ها مراجعه می‌کنند.

مرد ریش‌سفیدی ‌که به چشم‌هایش عینک قطور ذره‌بینی مانده است، برای رسیده‌گی به قضیه‌ی قتل پسرش و مجازات قاتلان آمده است. مرد میان‌سال دیگر که بالای پسر ۱۲ساله‌اش تجاوز صورت گرفته، آمده است تا عاملان آن مجازات و زندانی شوند. مرد و زن دیگر که به دختر زیر سن‌شان تجاوز شده است، با گلوی پر از بغض و اندوه، خودشان را به کابل رسانده‌اند. پیرزن دیگری ورق عریضه‌ای در دست دارد تا یگانه فرزندش را که نان‌آور خانه بود، از زندان رها سازد.

آن‌سوتر زن جوانی که کودک دو ساله‌ای به همراه دارد، ادعا دارد که خانواده‌ی شوهرش او را مورد خشونت قرار می‌دهند. و ده‌ها تن دیگر از این نوع دردهای مشترک که روایت و شنیدن آن حجم درد و اندوه را در سینه‌ی هر شنونده سنگین‌تر می‌کند.

کارمندان موظف نام‌‌های هر یک از مراجعه‌کننده‌گان را ثبت لست ملاقات نموده و آن‌ها را رهنمایی می‌کنند. به گفته‌ی آن‌ها در روزهای دوشنبه، معمولاً بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر مراجعه‌ می‌کنند و در بعضی دوشنبه‌ها تعدادی از مراجعه‌کننده‌گان که نمی‌توانند لوی‌‌سارنوال را ملاقات کنند، آقای حمیدی روزهای سه‌شنبه را هم برای ملاقات با آن‌ها اختصاص می‌دهد.

نکته‌ی مثبتی که از این نخستین گام می‌توان یاد‌آوری کرد، رفتار خوب توأم با احترام و عزت کارمندان با مراجعان است. برای آنانی ‌که (زنان و مران) سن‌شان بزرگ‌تر و یا بیمار هستند حق اولویت داده می‌شود. سپس زنان به ویژه زنانی که طفل شیرخوار یا خردسن دارند و به تعقیب آن به سایر مراجعه‌کننده‌گان طور نوبت به دفتر کاری لوی‌سارنوال رهنمایی می‌شوند.

دفتر کاری لوی‌سارنوال در حدود چهار در هفت متر و در منزل اول عمارت ساده‌ی دو طبقه‌ای است که با گذشتن از اولین دفتر رهنمایی، وارد آن می‌شویم.

آقای حمیدی در روزهای دوشنبه وقت‌تر از دیگر روزها به دفتر کاری‌اش حاضر می‌شود. صبحانه‌ی مختصری صرف می‌کند و در هنگام صرف صبحانه از همکاران دفترش از تعداد مراجعه‌کننده‌گان، رفتار خوب با آن‌ها و حضور رییسان بخش‌های لوی‌سارنوالی، اطمینان حاصل می‌کند.

ملاقات مراجعین آغاز می‌شود. لوی‌سارنوال به چوکی پشت میز کاری‌اش می‌نشیند. در کنار میز تعدادی از رییسان و مشاوران حقوقی لوی‌سارنوالی به ترتیب قرار می‌گیرند و چوکی دیگری رودرروی لوی‌سارنوال برای مراجعین گذاشته می‌شود.

زنان و مردان به نوبت وارد دفتر کاری می‌شوند. برخی‌ها مشکلات‌شان را از پنج‌ تا ۱۰ دقیقه بیان‌ می‌کنند و برخی‌ها که قربانی جرایم سنگین‌تر شده‌اند، ۱۵ دقیقه تا نیم ساعت صحبت می‌کند و چند و چون قضیه‌ی‌شان را توضیح می‌دهند.

آن‌چه در این بخش قابل تحسین است، صبر و حوصله‌ی آقای حمیدی برای شنیدن حرف‌های مردم است. حتا چندین مواردی که مراجعین مشکلات‌شان را بیان کردند، ربطی به مسوولیت و صلاحیت کاری اداره‌ی لوی‌سارنوالی نداشت و اما آقای حمیدی با دقت آن‌ها را گوش کرد و رهنمایی حقوقی برای انجام کارشان ارایه کرد.

 ملاقات با هر یک از شهروندان با سلام و احوال‌پرسی و این ‌که از کجا و چگونه آمده‌اند، آغاز می‌شود. پرسش‌هایی در میان صحبت مراجعین مطرح می‌کند و پس از این که حرف‌های آن‌ها تمام شد، با دل‌جویی و ابراز اطمینان برای رسیده‌گی قانونی و به موقع به قضایای‌شان، عریضه و درخواست آن‌ها را احکام می‌نویسد و به رییس مربوط که در دفتر کاریش حضور دارد تسلیم و شخص متضرر را به آن معرفی می‌کند و هدایت می‌دهد تا از چگونه‌گی اجراآت و نتیجه‌ی آن دوباره به وی اطمینان بدهد.

شهروندان یکی پی دیگر وارد می‌شوند و مشکلات‌شان را بیان می‌کنند. صحبت‌ها و روایت‌های از ظلم، قتل، جراحت، دزدی، بدرفتاری، نقض حقوق، تجاوز، خودسوزی، بددادن، زورگویی قدرتمندان محلی، غصب، فساد، قانون‌شکنی و ده‌ها جنایت دیگر که سنگینی آن قامت هر انسانی را خم و دیده‌گان هر صاحب وجدانی را اشک‌بار می‌سازد.

ساعت نزدیک به ۱۲ چاشت می‌شود. پیرمردی که دقایق قبل وارد شده بود تازه حرف‌هایش را شروع می‌کند، دست‌یار آقای حمیدی اشاره می‌کند که نان چاشت آماده شده است. آقای حمیدی با اندکی لبخند می‌پرسد: «به چاشت چه چیزی پخته کردید؟» دست‌یار با ادای احترام پاسخ می‌دهد: « صیب شوله‌ی غوربندی و کمی سبزی‌پالک پخته کردن.»

آقای حمیدی دوباره می‌گوید: «برای ما سه نفر همین‌جا نان بیارید که با هم می‌خوریم و قصه هم می‌کنیم.»

سپس رو به پیرمرد می‌کند و می‌گوید: «خوب! کاکا، گپ‌‌ها و مشکلات‌ته بگو. چی مشکل داری؟»

پیر مرد دوباره حرف‌هایش را ادامه می‌د‌هد: «سارنوال صیب، ما مردم اطراف به غیر ای دهقانی و باغ‌داری و مالداری کسب و کاری دیگه‌ای نداریم. شکر خدا سه چهار بسوه زمین زراعتی و گل به روی‌تان چند دانه گاو، بز و گوسفند دارم که روزگارمانه ای طریق همینا پیش می‌بریم. دو سه سال پیش دَ ولسوالی، پیسه‌دارا و زوردارای منطقه مان آمدن که زمین‌هاته بفروش که بخریم. به خاطری که زمین‌های مه دَ لب سرک اس و جوی آب هم بالایش و جایش خوب‌اس شوقی شدن. مه گفتم زمین مه فروشی نیست، چندین مراتب آمدن اما مه حاضر نشدم. چند بار تهدید کردن. آب زمین‌های مه قطع کردن اما بازهم مه حاضر نشدم.

یک روز با بچه‌ام گل‌احمد که یگانه اولادم بود، زمین ره آبیاری می‌کدیم که دوباره پیدا شدن و دوباره تکرار کردن که حتماً باید زمین ره به اونا بفروشم اما مه بازهم قبول نکردم. همراه مه دست به یخن شدن. ده همی وقت گل‌احمد که کمی از ما دور بود به عجله به طرف ما آمد که مره از دست‌شان خلاص کنه که یکی دیگه از همراهاش از جیبش یک چاقو کشید و به طرف گل احمد دوید و چندین چاقو به شکم و سینه‌اش زد.

وقتی دیدن که بچم زخمی شد و ده زمین در بین خون غلتید، دَ موترشان سوار شدن و گریختن»

در این هنگام چشم‌های پیر مرد پر از اشک شد و ادامه داد: «سارنوال صیب، بچم اول زخمی شد، تا موتر پیدا کردم و به طرف شفاخانه ولایت حرکت کدیم دیر شده بود، دَ مسیر راه سرش به سر زانوم بود که وفات کرد. دو سال می‌شد که زن گرفته بود و صاحب یک دخترک شده بود که حالی قریب یک ساله شده. مه با ای پیری چی قسم مسوولیت روزگار و سرپرستی نواسه و بیوه‌ی بچه خوده پیش ببرم.»

«به قوماندانی به سارنوالی به محکمه عریضه کردم. حالی از خاطری که بالای‌شان عریضه کردم مره تهدید می‌کنن و می‌گن عریضه ته پس بگیر. لیکن مه اگه کشته هم شوم عریضه مه پس نمی‌گیرم و نمی‌مانم که خون اولادم پایمال شوه.

حالی به پیش شما آمدم که مه به ولایت رفته نمیتانم. اونا زوردار و پیسه دار و مسلح هستن. از خدا می‌شه و از شما دوسیه مه دَ همی‌جا خودتان پیش ببرین و قاتلین بچه مه جزا بتین.»

حرف‌های پیرمرد با این جملات تمام می‌شود. دست‌مالی از جیبش بیرون می‌کند و اشک‌های صورتش را پاک می‌کند.

آقای حمیدی ضمن دلداری به پیرمرد، اطمینان می‌دهد که به قضیه‌اش به صورت جدی و قاطع رسیده‌گی می‌شود. قانون و عدالت را بالای مجرمان تطبیق و آن‌ها را به جزای اعمال‌شان‌ خواهند رساند.

روی عریضه‌ی پیر مرد حکم می‌نویسد و به مسوول دفتر خود هدایت می‌دهد که همین حالا به سارنوالی استیناف ولایت تماس تیلفونی بگیرد تا متهمان را جلب و گرفتار، با دوسیه مربوط به مرکز ارسال کند.

لوی‌سارنوال دوباره رو به پیر مرد کرده و می‌گوید: «خوب! کاکا جان، تشویش نکن. همکارای ما قضیه ته بسیار به خوبی و قانونی پیش می‌برن و جزای مجرمین ره می‌تن. اگر بازهم در لوی‌سارنوالی کسی کارشکنی کرد یا به خاطر اجرای کارهایت پول و رشوت خواستن، به دفتر خودم بیا یا که به شماره‌ی ۱۸۰ یک زنگ بزن. ان‌شاءالله که عاجل به مشکلت رسیده‌گی می‌کنن. حالی بیا به خیر که با هم نان بخوریم و کمی از وطن و دوران جوانی‌ها قصه کن.»

پیرمرد با آن ‌که امتناع می‌کرد اما آقای حمیدی به نان خوردن یک‌جای دور یک سفره، اصرار می‌کرد. سفره روی میز هموار شد. از من هم دعوت شد تا در غذای این سفره شریک شوم. سفره چیده شد. در جریان صرف غذا از آقای حمیدی خواهش کردم تا اجازه دهند در روزهای دو شنبه من نیز در دفتر کاری‌شان حاضر باشم. با ابراز خوشحالی و استقبال پذیرفت.

در موقع صرف نان از آقای حمیدی پرسیدم که دیدارها با مردم چی تغییر و تسهیلات را در لوی‌سارنوالی وارد کرده است؟ گفت: «در گذشته‌ها مردم به لوی‌سارنوالی با نگاهی منفی می‌نگریستند که خوش‌بختانه حال این نگاه و قضاوت‌ها به گونه‌ی مثبت تغییر کرده و مراجعه‌ی مردم، گواه این است که آن‌ها به اجراآت لوی‌سارنوالی، باورمند هستند. در کنار آن، این دیدارها ما را کمک کرده است تا روی اصلاحات داخلی، نظارت از عمل‌کرد سارنوالان، کاستی‌ها در اجراآت سارنوالان، رویه‌ی سارنوالان با مراجعان، متضرران و متهمان، جلوگیری از فساد؛ تمرکز و برنامه‌هایی را برای رفع این چالش‌ها طرح و عملی کنیم.

همین‌گونه در گذشته‌ها تعدادی به عنوان کمیشن‌کاران با اغوا و فریب مردم عزیز ما، برای اجرای کارها و رسیده‌گی به قضایای‌شان به عناوین مختلف، پول و رشوت مطالبه می‌کردند که این دیدارها ما را کمک کرد تا آن‌ها را شناسایی و دست‌شان را از این اداره کوتاه سازیم.

در روزهای نخست که این دیدارها را آغاز کردیم، بیش‌تر از ۸۰ درصد شکایات از اجراآت سارنوالان و شعبات مربوط بود که خوش‌بختانه در این اواخر این شکایت‌ها به کم‌تر از ۱۰درصد رسیده است. و این دو دلیل دارد. اول این ‌که مراجعین در صورت مواجه‌شدن با اجراآت غیر قانونی سارنوالان با رهبری لوی‌سارنوالی همکاری و اطلاع‌رسانی ‌می‌کنند و دوم این ‌که سارنوالان می‌دانند که مکانیزم‌های نظارتی وجود دارد و اجراآت غیر قانونی‌شان تحت پی‌گیرد قرار خواهد گرفت.

مهم‌ترین مورد برای ما این است که با تطبیق این برنامه ها میان مردم و مقامات حکومتی، فاصله میان مردم و حکومت از بین رفته و همکاری مردم با ادارات دولتی به خصوص لوی‌سارنوالی روز تا روز تقویت و افزایش می‌یابد.»

پیرمرد پس از صرف نان و شکرگزاری به در بار الهی، دست‌هایش را بلند کرد و با صدای پر از بغض و امید دعا کرد: «خدایا انسان‌هایی که به خاطر عدالت و حق مردم مظلوم و بیچاره صادقانه زحمت می‌کشن، دَ عمر‌شان برکت و در کارشان موفقیت نصیب کن. خداوندا صلح، اتفاق و اتحاد ره نصیب همه بگردانی. آمین یا رب العلمین!»

و با این دعای پیر مرد، از لوی‌سارنوال خداحافظی می‌کنم و از دفتر کاری‌اش بیرون می‌شوم. وقتی دوباره به محل انتظار‌خانه سر می‌زنم، هنوز تعداد زیادی از مردم در نوبت‌اند تا با آقای حمیدی دیدار کنند و مشکلات‌شان را بیان کنند.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن