رویدادهای داخلی

روایت اصلی نامزدان چیست؟

در کمپین انتخابات ریاست جمهوری که امروز آغاز می‌شود،‌ روایت آشتی با طالبان یا حل سیاسی جنگ بیش از هر موضوع دیگر میان نامزدان انتخابات ریاست جمهوری داغ می‌شود. افغانستان از جنگ رنج می‌برد و تمام شهروندان جمهوری بهای آن را می‌پردازند. برخی از دهکده‌های جنوب و شرق از ناحیه‌ی بمباردمان‌ها و عملیات‌های شبانه آسیب می‌بینند و دهکده‌های شمال هم شاهد دفن هر روزه‌ی جنازه‌های سربازان نیروهای امنیتی هستند. قدرت‌های بزرگ و کشورهای منطقه هم هر روز روی حل سیاسی جنگ افغانستان چانه‌زنی می‌کنند. آخرین مورد از این‌دست چانه‌زنی‌ها، سفر عمران‌خان، نخست‌وزیر پاکستان، به امریکا بود. به نظر می‌رسد پاکستان از امریکا خواسته است که به نفوذ مشروع و نامشروع این کشور در افغانستان رسمیت بدهد. پاکستان شاید به این نتیجه رسیده باشد که امریکا را به سرنوشت شوروی در افغانستان دچار کرده می‌تواند، ولی ایالات متحده در صورت خروج از افغانستان هم ابرقدرت باقی می‌ماند و مثل شوروی محو نمی‌شود. شاید همین ملاحظه پاکستان را وا داشته است که روی حل سیاسی جنگ افغانستان و به دست آوردن رسمیت برای نفوذ مشروع و نامشروعش در این کشور با امریکا چانه‌زنی کند. روشن نیست که دو کشور روی این موضوع تا چه حد و بر کدام اساس به توافق رسیده‌اند، ولی آن‌چه روشن است، این است که پاکستان و امریکا مشغول چانه‌زنی هستند.

در چنین وضعیتی، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان از تلاش‌های حل سیاسی جنگ تأثیر می‌پذیرد. به نظر می‌رسد که نامزدان انتخابات ریاست جمهوری،‌ از همین حالا روایت‌های کمپین‌های‌شان را در مورد حل سیاسی جنگ تنظیم کرده‌اند. آقای اشرف‌ غنی پیوسته می‌گوید که قرارداد صلح شکننده و ناپایدار را نمی‌پذیرد. او که در گذشته در مورد حل سیاسی جنگ مطالعه کرده و مقاله نوشته است، تعریفی ویژه از حل سیاسی و پایان منازعه دارد. اشرف‌ غنی نکات نظرش را به طور مفصل در آخرین نشست بین‌المللی‌ای که برای کمک به افغانستان برگزار شده بود،‌ توضیح داد. در فبروری سال ۲۰۱۸ در نشست «روند کابل» هم آقای غنی نظراتش را در مورد حل سیاسی به تفصیل برای شرکت‌کننده‌گان تشریح کرد. به نظر می‌رسد که او روایت اصلی کمپین خود را نیز همین موضوع قرار دهد،. یکی از بلندپایه‌گان حکومت که به آقای غنی نزدیک است، نیز باری به نگارنده گفت که رییس جمهور برحال به این باور است که هر نامزد باید نظراتش را در مورد حل سیاسی جنگ به وضوح در کمپین انتخابات ریاست جمهوری توضیح بدهد تا شهروندان هر آجندایی را که تأیید کردند، ‌همان دستور کار تطبیق شود.

وقتی روایت اصلی کمپین غنی جلوگیری از امضای یک توافق حل سیاسی «شکننده و ناپایدار» باشد، ‌روشن است که نامزدان دیگر نیز به آن واکنش نشان می‌دهند. محمدحنیف اتمر، نامزد دیگر انتخابات ریاست جمهوری که تا سال آخر عمر حکومت وحدت ملی مشاور امنیت ملی ارگ بود، مخالف روایت آقای غنی در مورد حل سیاسی است. آقای اتمر چنین وانمود می‌کند که غنی مخالف حل سیاسی است و آن را نمی‌خواهد. او شاید در جریان کمپین انتخابات ریاست جمهوری روایت خود را به این صورت تنظیم کند که محمد‌اشرف ‌غنی از حل سیاسی جنگ سود تیمی و شخصی نمی‌برد و به همین دلیل با آن مخالف است. آقای اتمر و برخی از نامزدان دیگر شاید این روایت را به خورد مخاطبان بدهند که اگر آنان به پیروزی برسند و رییس‌ جمهور شوند، حاضر اند که برای حل سیاسی جنگ از کرسی خود بگذرند. آقای اتمر قبل از این هم از تشکیل یک حکومت سرپرست حمایت کرده بود و بعید نیست که بعداً نیز از این فکر پشتی‌بانی کند.

اما آقای غنی با حکومت سرپرست و حل سیاسی‌ای که در آن حکومت سرپرست گنجانیده شود، به شدت مخالفت می‌کند. او در روز ثبت نام به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری نیز اعلام کرد که تا صد سال دیگر هم حکومت سرپرست را نمی‌پذیرد. هیچ بعید نیست که رییس‌ جمهور برحال در کمپین انتخابات ریاست جمهوری بگوید که حتا اگر جانش در معرض خطر قرار بگیرد و زنده‌گی‌اش را از دست بدهد، ‌بازهم حکومت سرپرست را قبول نخواهد کرد. او قبل از این هم رجز خوانده بود و گفته بود که تا یک قطره خون در بدن دارد، یک توافق شکننده و ناپایدار حل سیاسی را نخواهد پذیرفت. شاید در روزهای آینده این الفاظ را به صراحت و به شیوه‌های مختلف به کار ببرد.

اما تیم آقای غنی برخلاف آن‌چه که از بیرون معلوم می‌شود،‌ زیاد منسجم نیست. برخی از نزدیکان او که در زمینه‌ی مسایل تخنیکی مرتبط به انتخابات به ایشان مشوره می‌دهند،‌ همان دیدی را نسبت به امرالله صالح معاون اول تکت او دارند که حکمتیار دارد. آنان تصور می‌کنند که سازمان امنیت ملی در زمان ریاست آقای صالح در دادن اطلاعات ناقص به نیروهای ایتلاف که سبب بازداشت‌های افراد بی‌گناه از دهکده‌های پشتون‌نشین می‌شد، ‌نقش دارد. روشن است که این یک تصور است. فرق فکت و تصور زمین تا آسمان است‌، ‌اما همین تصورات شکاف‌های سیاسی را کلان می‌کند. شمار دیگر از مشاوران و نزدیکان آقای غنی حتا نسبت به انتخابات تردید دارند و به این باور اند که آقای غنی باید برای حل سیاسی بیش‌تر از انتخابات کار کند. آقای داوودزی که قرار است کمپین آقای غنی را ریاست کند، در مورد حل سیاسی طرح مشخص دارد و خواستار اختصاص یافتن  سمت‌های غیر‌انتخابی ولی با‌صلاحیت به رهبران طالبان در آینده است. او باری نوشت که رهبر طالبان می‌تواند در آینده نقش یک مفتی اعظم را به دوش بگیرد و تمام مصوبات پارلمان را از نظر بگذراند و در صورتی که آن را مطابق شرع نیافت، ابطال کند. روشن است که دیگر متحدان سیاسی غنی از جمله آقای سیاف چنین نقش بزرگ و با‌صلاحیت مذهبی را برای رهبر طالبان در آینده نمی‌خواهند و رهبر طالبان را از نظر علمی واجد چنین صلاحیتی نمی‌دانند. روشن نیست که آقای غنی چطوری این شکاف‌ها را در درون تیم خود مدیریت می‌کند، ‌اما روایت مخالفت با توافق شکننده و ناپایدار صلح،‌ چارچوب کمپین اشرف ‌غنی را خواهد ساخت.

موضع داکتر عبدالله، رییس اجرایی و دیگر نامزد مهم انتخابات ریاست جمهوری در مورد حل سیاسی تا هنوز مشخص نشده است، ولی آن‌چه روشن است، این است که او انتظار دارد رأی بیش‌تر فارسی‌زبان‌ها را بار دیگر از آن خود کند. داکتر عبدالله هم ناگزیر است که نظرات خودش را در مورد حل سیاسی مشخص کند و به وضوح آن را به رأی‌دهنده‌گان توضیح دهد. وقتی دو تیم رقیب او،‌ حل سیاسی را روایت اصلی خود قرار دهند،‌ رییس اجرایی نیز ناگزیر است که موضع خود را در این مورد مشخص کند. بحث تقسیم و به اشتراک گذاشتن قدرت، ‌ایجاد سمت نخست‌وزیری،‌ ابقا یا لغو ریاست اجرایی، تغییر روابط حکومت مرکزی با حکومت‌های محلی و مسایلی از این‌دست نیز در کمپین انتخابات ریاست جمهوری مطرح خواهد شد، ‌ولی روایت اصلی کاندیدان مطرح و صاحب نفوذ، موضوع حل سیاسی خواهد بود. حکمتیار شاید بر صلح به هر قیمت و خروج نیروهای ناتو تأکید کند. رحمت‌الله نبیل هم تفاوت‌های موضع خودش را با نامزدان دیگر در مورد حل سیاسی مشخص نساخته است. جز نامزدانی که نام برده شد،‌ بقیه‌ی کاندیدان اهمیت سیاسی ندارند.

برچسب ها

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن