رویدادهای داخلی

بدون دموکراسی صلح نمی‌آید

توافق احتمالی ایالات متحده و طالبان پایان کار نیست. جنگ در صورتی به پایان می‌رسد که حل سیاسی به معنای واقعی آن کلید بخورد. کلید خوردن حل سیاسی جنگ مستلزم توقف خشونت است. اول باید به خشونت پایان داده شود. خشونت در شهر و روستا باید به پایان برسد تا حکومت و دیگر نیروهای سیاسی بتوانند با خاطر آرام مذاکره کنند. اگر خشونت و خون‌ریزی ادامه داشته باشد، فشار افکار عمومی برای حکومت و نیروهای سیاسی مجال مذاکره نمی‌دهد. در حل سیاسی هم باید زمینه طوری فراهم شود که حکومت به عنوان نهاد مشروع جمهوری مذاکره کند. بدون شرکت حکومت در مذاکره، روند حل سیاسی با مشکل روبه‌رو خواهد شد. جامعه‌ی جهانی و مردم افغانستان در نزدیک به دو دهه‌ی گذشته برای نهادسازی و تشکیل واقعیتی به نام دولت افغانستان قربانی دادند، دولت نباید در حاشیه بماند.

در پایان روند حل سیاسی هم باید یک حکومت انتخابی، مشارکتی و طرف‌دار حقوق شهروندی و بشری مردم افغانستان داشته باشیم. روند حل سیاسی باید قاعده‌ی سیاسی و اجتماعی نظم جمهوری را تقویت کند. یک حکومت انتخابی و مشارکتی در صورتی روی کار می‌آید که نظم جمهوری وجود داشته باشد. طالبان هم باید تصمیم بگیرند که آیا به گرفتن قدرت از راه زور اعتقاد دارند یا انتخابات. نظم جمهوری یک حکومت انتخابی منبعث از اراده‌ی شهروندان را تجویز می‌کند. در صورتی که گروه طالبان به انتخابات باور نداشته باشند و به تسخیر قدرت از راه زور بیاندیشند، صلحی در کار نیست. حتا صلح قبرستانی هم به میان نخواهد آمد. اگر طالبان تصمیم بگیرند که از راه زور به قدرت برسند، مقاومت در برابر آنان شکل خواهد گرفت.

بنا بر این راه رسیدن به صلح نظم جمهوری است. تقریباً تمام نیروهای سیاسی افغانستان به این نتیجه رسیده‌اند که در نبود یک حکومت انتخابی، جنگ به پایان نمی‌رسد. تمام نیروهای سیاسی افغانستان انتخابات را به عنوان روش اصولی و اصلی رسیدن به قدرت در نظر گرفته‌اند. همه‌ی نیروهای سیاسی این سرزمین قبول دارند که انتخابات باید به یک نهاد بدل شود و هر کسی که می‌خواهد به قدرت برسد باید از همان در وارد شود. یک حکومت غیر انتخاباتی نمی‌تواند در افغانستان دوام بیاورد. یک حکومت غیر انتخابی که مشروعیت‌اش زیر سوال باشد، حتا با پول و تفنگ هم نمی‌تواند دوام بیاورد.

حکومتی می‌تواند دوام بیاورد که همه‌ی عناصر مشروعیت‌بخش را در خودش داشته باشد. مهم‌ترین عنصر مشروعیت‌بخش در عصر حاضر انتخابات است. در افغانستان هم مشروعیت انتخاباتی در نزدیک به دو دهه‌ی گذشته تجربه شد. رهبران حکومت وحدت ملی هم مشروعیت انتخاباتی دارند. حامد کرزی هم وقتی در قدرت بود، مشروعیت خودش را از انتخابات می‌گرفت. در نظم جمهوری کنونی تمام نیروهای سیاسی افغانستان به نحوی حضور دارند و در تکت‌هایی که برای انتخابات ماه میزان تشکیل شده است، نیز سهم گرفته‌اند. تمام اشخاص و افرادی که از کابل برای شرکت در نشست قطر رفته بودند، مربوط جریان‌های می‌شوند که مشروعیت انتخاباتی و حکومت مشارکتی را قبول دارند. گروهی می‌گوید انحصار قدرت را نمی‌پذیرد، باید حرف خودش را واضح سازد. نبود انحصار به معنای رقابت است. وقتی انحصار در کار نباشد، در سیاست و اقتصاد بدیل‌اش رقابت است. سیاست رقابتی در انتخابات تحقق بیرونی می‌یابد. گروهی که می‌گوید بخشی از قدرت را می‌خواهد نه کل آن را، باید بسیار صریح توضیح بدهد که همان سهم مدنظر خود را از طریق کدام مکانیزم می‌خواهد به دست بیاورد؟ اگر سهم خود را می‌خواهد از طریق انتخابات به دست بیاورد با آن هیچ یک از نیروهای سیاسی افغانستان و نسل پس از ۱۱ سپتامبر مشکلی ندارد، اما اگر نیرویی بخواهد که با استفاده از زور به یک نحوی به قدرت برسد و مدعی مشروعیت مذهبی و نظامی شود، هیچ یک از نیروهای سیاسی به آن تن نمی‌دهند. طالبان باید به این سوال بسیار به روشنی پاسخ بدهند که آیا می‌خواهند از طریق انتخابات حکومت شکل بگیرد یا از کدام راه دیگر. اگر مبنای مشروعیت سیاسی انتخابات نباشد، جنگ به پایان نمی‌رسد.

برچسب ها

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن