رویدادهای داخلی

شاخص متفاوت جامعه‌شناسی بزهکاری افغانستان

مصور ظهور، جامعه‌شناس‌

بزهکاری و جرم از رفتارهای غیرمعمول و از نوع انحرافات اجتماعی به شمار می‌روند که مصونیت و استقرار اجتماعی  را به هم زده و دامنه نگرانی‌ها را می‌گستراند. جرم و بزهکاری در جامعه ما خیلی معمول و ممتد اتفاق می‌افتد. جرایم شبکه پیچیده و درهم تنیده‌ای است که کلیت جامعه را درنوردیده و بستر خوبی برای خودش فراهم کرده است. قتل، آدم‌ربایی، گروگان‌گیری، اخاذی و… از گونه‌ها شایع انحراف و بزهکاری استند که فرصت‌های زنده‌گی و آرامش شهروندان را به چالش کشانده و جرایم را افزایش داده است. جرایم و بزهکاری  به حدی خطرانگیز شده است که در پهلوی تهدید تروریزم، خطر دیگری است که مردم ما را تهدید می‌کند. با این همه، دیده می‌شود که  تا حال پژوهش جامعه‌شناختی خاصی در باب تبیین و شناسایی جرایم و بزهکاری  در جامعه ما انجام نیافته و عوامل، زمینه‌‌ها و پهلوهای انحرافات و بزهکاری‌های اجتماعی مغفول مانده‌اند، در حالی که بررسی و ریشه‌یابی انحرافات اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است و کاراترین اقدام برای پیش‌گیری و کاهش جرم و بزهکاری، وابسته به دیدگاه‌هایی است که برای تبیین آن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

با توجه به این‌که عوامل به وجود آورنده انحراف و کج‌روی در جوامع مختلف یکسان نیست و مناطق از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد و نیز از نظر عوامل متفاوت‌اند، در هر جامعه و محیطی سلسله عواملی هم‌چون شرایط جغرافیایی مختلف است و مناطق از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد و نیز از نظر عوامل متفاوت‌اند. در هر جامعه و محیطی سلسله عواملی هم‌چون شرایط جغرافیایی، اقلیمی، و‌ضعیت اجتماعی، اقتصادی، موقعیت خانواده‌گی، تربیتی، شغلی و طرز فکر و نگرش خاصی حاکم است که هریک از این‌ها در حسن رفتار و یا بدرفتاری افراد مؤثر است. اما به نظر می‌رسد که در جامعه ما در پهلوی برخی عامل‌های یاد شده، اساسی‌ترین عامل وقوع و افزایش جرم و بزهکاری، جرم‌زا شدن برخی جغرافیاهای زیستی و خانواده‌های معین و مشخص است. آن‌چه تا حال دیده می‌شود، این است که بین جرم و تعلق به جغرافیا‌ی زیستی و برخی خانواده‌ها رابطه‌ای وجود دارد.

جرم‌زا شدن جغرافیاهای زیستی به چه معنا است؟

پیش از آن‌که چیستی مفهوم «جرم‌زا شدن جغرافیاهای زیستی» را روشن سازم، نیاز می‌دانم تا برخی مفاهیم و اصطلاحات نزدیک به آن را توضیح دهم تا «مقصود من» از قابلیت فهم بیش‌تری برخوردار شود.

۱- اصطلاح مکان‌های جرم‌خیز:

اصطلاح مکان‌های جرم‌خیز با اصطلاح «جرم‌زا شدن جغرافیاهای زیستی» به لحاظ معنایی دو چیز متفاوت و به لحاظ کارکردی تا حدودی قرین به هم استند. مکان‌های جرم‌خیز «بیانگر یک مکان با میزان بالای جرم است. محدوده این مکان بخشی از یک شهر، یک محله کوچک و چند خیابان مجاور به یک‌دیگر و حتا ممکن است یک خانه یا مجمع مسکونی باشد یا ناحیه‌ای که وقوع بزهکاری در آن نسبت به توزیع جرم در کل ناحیه متمرکزتر بوده و به لحاظ کارکردی نیز مجرم‌‌پرور می‌باشد.»

۲- جغرافیای جنایی یا بوم‌شناختی جنایی(اکولوژی):

کتله بلژیکی و گری فرانسوی از بانیان این رویکرد هستند که بیش‌تر با استفاده از گردآوری آمار جنایی این رشته را به وجود آوردند. اینان مجموعه جرایم را صرف نظر از نوع آن مورد مطالعه قرار داده‌اند. در این رویکرد، تأثیر «زیستگاه فردی و محیط زیست فردی را بر رفتار مجرمانه فرد مورد مطالعه قرار می‌دهند. زیستگاه مفهوم کلی است که شامل اوضاع و احوال و شرایط خاصی محل زنده‌گی فرد می‌شود. با توجه به جغرافیا و شرایط اقلیمی هر منطقه، کتله بزهکاری را تابعی از نحوه استقرار شهرها و نحوه آب و هوا می‌دانست.»

جرم‌زا شدن جغرافیاهای زیستی، نه به معنای مکان‌های جرم‌خیز است و نه هم بوم‌شناختی جنایی را افاده می‌کند. جرم‌زا شدن جغرافیاهای زیستی و برخی خانواده‌های معین به این معنا است که تعلق جغرافیایی و خانواده‌گی در افراد موجب شکل دادن فرصت‌ها و اهداف مجرمانه می‌شود؛ یعنی نام برخی از جغرافیاهای زیستی  و خانواده‌های معینی در تولید غرور کاذب و اختیار کردن رفتارهای بزهکارانه اثرگذار است. لذا به نظر می‌رسد که احساس تعلق به چنین هویت جغرافیایی، بیش از هر‌عامل دیگر، اسباب رفتارهای  مجرمانه را فراهم می‌کند. این جغرافیاهای زیستی از یک سو برای بزهکار تشجیع روانی برای ارتکاب بزهکاری فراهم می‌کند و از سوی دیگر فرصت حمایت‌های محلی برای بزهکاران را مساعد می‌گرداند. جرم‌زا شدن برخی جغرافیاهای زیستی و  یافتن نمونه‌های عینی آن در رفتارهای بزهکارانه، الگوی جرم‌ورزی خاصی ا‌ست که در کم‌تر جوامع می‌شود آن‌ را دید.

این‌که چرا برخی جغرافیاهای زیستی و خانواده‌های معین جرم‌زا شده‌اند، نیازمند مطالعات عمیق جامعه‌شناختی و محیط‌شناختی است.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا