رویدادهای داخلی

ارگ باید هم‌سویی ایجاد کند

جرگه‌ی مشورتی صلح خوش‌بختانه بدون حادثه‌ی بزرگ امنیتی به پایان رسید. تردیدی نیست که این جرگه بدون حضور مخالفان سیاسی ارگ برگزار شده بود. در برگزاری این جرگه و کارشیوه‌ی گزینش اعضای آن، نظر احزاب سیاسی هم لحاظ نشد. احزاب سیاسی و برخی از سیاست‌مداران خواستار آن بودند که اعضای جرگه‌ی مشورتی متشکل از نماینده‌گان سه دور پارلمان، اعضای شوراهای ولایتی و نامزدانی که در انتخابات پارلمانی سال گذشته رأی بیش‌تر آورده بودند ولی به مجلس راه نیافته‌اند،‌ باشند‌. اما ارگ با احزاب سیاسی، ‌سیاست‌مداران و حتا با ریاست اجرایی به توافق نرسید و به همین دلیل بود که چهره‌های سرشناس جرگه همه متحدان محمداشرف‌غنی بودند. ‌ولی آن‌چه که در جرگه مطرح شد، ‌کم‌و‌بیش بیان‌‌گر خواست‌ها و مطالبات مردم افغانستان است.

مردم افغانستان می‌خواهند که جنگ به پایان برسد. مردم افغانستان می‌خواهند که اگر در بدل تأمین صلح و ثبات پایدار حضور نظامیان بین‌المللی در کشورشان کاهش یابد، ‌مانعی ندارد. برای مردم افغانستان، صلح به معنای سیاست بدون خشونت است. مردم افغانستان می‌خواهند که همه‌ی نیروهای سیاسی و شبه‌نظامی تفنگ و خشونت را کنار بگذارند و در نقش نیروهای سیاسی مشروع وارد میدان سیاست شوند. مردم افغانستان نشان داده‌اند که غلبه‌ی نظامی را مبنای مشروعیت سیاسی نمی‌دانند. آنان می‌خواهند که مشروعیت سیاسی از راه انتخابات تأمین شود. مردم افغانستان خواستار حفظ نظم مبتنی بر قانون اساسی‌اند. آنان می‌دانند که سقوط یک نظام جا افتاده یا روی کار آمدن یک حکومت جبار ایدیولوژیک، بحران را عمق و پنهای بیش‌تری می‌بخشد. یکی از موارد اثباتی تاریخ سیاسی سه-چهار دهه‌ی اخیر، سقوط نظام‌های سیاسی و به طبع آن فروپاشی بوده است. این امر رنج و درد بی‌شماری را بر مردم  افغانستان تحمیل کرده است. حکومت‌های انحصاری و ایدیولوژیک هم به رنج و درد جمعی مردم افغانستان افزوده است. به همین دلیل است که صلح با فروپاشی نظام و تحمیل یک حکومت ایدیولوژیک به دست نمی‌آید. صلح باید با حفظ نظم مبتنی بر قانون اساسی و تضمین حمایت پایدار جهانی از افغانستان به دست می‌آید. صلح زمانی به دست می‌آید که مردم افغانستان تفنگ و افزار قوه‌ی قهریه در اختیار نهادهای دولتی باشند.

تمام این مسایل در قطع‌نامه ی جرگه ی مشورتی صلح بازتاب یافته است. هر گروهی که می‌خواهد در آینده‌ی سیاسی افغانستان نقش داشته باشد، باید از خشونت دست بردارد و وارد روند سیاست‌ورزی مشروع شود. این چیزی است که مردم افغانستان می‌خواهند. تردیدی نیست که مردم افغانستان می‌خواستند که بعد از سال ۲۰۰۱ حتا یک گلوله هم در کشور‌شان شلیک نشود؛ اما جنگ طالبان در ۱۷ سال گذشته فرصت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری و توسعه را از مردم گرفت. اگر جنگ آنان نمی‌بود، امروز افغانستان اگر بدل به یک کشور موفق نمی‌شد، حداقل در مسیر بدل شدن به یک کشور موفق دنیا قرار می‌گرفت. اما این آرزوی مردم افغانستان محقق نشد. جنگی که بعد از سال ۲۰۰۲ بر مردم افغانستان تحمیل شد، معلول مداخله‌ی خارجی، ضعف رهبری سیاست‌مداران و ناتوانی‌های نهادهای دولتی بود. ناتوانی نهادهای دولتی در اجرای عدالت‌ و تأمین نظم و امنیت، سبب شد که شکاف‌های اجتماعی در برخی از دهکده‌های جنوبی تقویت شود و طالبان از آن استفاده کنند. حال که بحث صلح مطرح است، باید جداً از اشتباهات گذشته درس گرفته شود. هیچ بخشی از جامعه باید از روند حل سیاسی به دور نماند. دست‌آوردها و واقعیت‌های امروز جامعه باید در آن‌چه که روند حل سیاسی جنگ خوانده می‌شود‌، در نظر گرفته شود. مخالفان سیاسی ارگ و دیگر نیروهای تأثیرگذار باید با ریاست جمهوری هم‌سو شوند. ریاست جمهوری باید تلاش کند که دیگر نیروهای سیاسی را هم در امر صلح با خودش هم‌سو بسازد. مطالبات جرگه با مطالبات هیچ نیروی سیاسی‌ای که در چارچوب قانون اساسی فعالیت دارد، در تضاد نیست. این امر زمینه‌ی هم‌سویی را بیش‌تر می‌سازد. هیچ سیاست‌مداری باید روی افتراق بیش‌تر سیاسی، سرمایه‌گذاری نکند.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا